صبح ارزش داراییتان را میبینید. کمی پایین آمده است. ظهر دوباره نگاه میکنید و پیش از خواب هم یکبار دیگر. پول را برای هدفی چندساله کنار گذاشتهاید، اما حالا نتیجه چند ساعت، ذهن شما را درگیر کرده است.
به این حالت میگویند زیانگریزی کوتهبینانه. ما ضرر را خیلی بیشتر از سود حس میکنیم؛ حالا اگر مدام هم قیمتها را چک کنیم، هر افت کوچک به چشممان بزرگ میآید و میخواهیم زود تصمیم بگیریم، حتی وقتی پول را برای چند سال بعد کنار گذاشتهایم. این مفهوم را دو پژوهشگر به نامهای Shlomo Benartzi و Richard Thaler مطرح کردهاند.
اگر این حالت را بشناسیم، پیش از اینکه تصمیممان را عوض کنیم از خودمان میپرسیم: واقعاً چیزی تغییر کرده، یا فقط قیمت امروز کمی پایین آمده است؟
زیانگریزی کوتهبینانه چگونه شکل میگیرد؟
ماجرا از اینجا شروع میشود که ضرر را خیلی پررنگتر از سود حس میکنیم. ناراحتی از دست دادن یک میلیون تومان، معمولاً از خوشحالی به دست آوردن همان یک میلیون بیشتر است. حالا اگر هر روز چند بار هم به قیمتها سر بزنیم، هر افت کوچک یک ناراحتی تازه میشود و کمکم یک روز منفی برایمان مثل یک شکست بزرگ به نظر میرسد.
وقتی این دو با هم جمع میشوند، آدمها محتاطتر از چیزی که لازم است رفتار میکنند. نکته فقط این نیست که چند بار در روز حسابمان را باز میکنیم؛ مهم این است که موفقیت یا شکست یک تصمیم را در چه بازهای میسنجیم. پولی که برای پنج سال بعد است را نمیشود با حالوهوای یک روز قضاوت کرد.
«کوتهبینانه» اینجا یعنی نگاه به بازهی کوتاه، نه اینکه کسی کمعقل است. حتی آدمی که برنامهی دقیقی دارد هم ممکن است با دیدن یک افت، یادش برود اصلاً این پول را برای چه و تا کی کنار گذاشته بود.
یک مثال ساده: یک دارایی، دو جور نگاه
فرض کنید ۱۰۰ میلیون تومان سرمایهگذاری کردهاید و ارزشش در چهار روز اینطور تغییر کرده است:
- شروع: ۱۰۰ میلیون تومان
- پایان روز اول: ۹۸ میلیون تومان
- پایان روز دوم: ۱۰۱ میلیون تومان
- پایان روز سوم: ۹۹ میلیون تومان
- پایان روز چهارم: ۱۰۲ میلیون تومان
اگر هر شب ارزش دارایی را با روز قبل مقایسه کنید، در این چهار روز دو بار ضرر کردهاید و دو بار سود، و دو شب هم با ناراحتی خوابیدهاید. اما اگر فقط روز اول و روز آخر را کنار هم بگذارید، نتیجه دو میلیون تومان سود است. در هر دو حالت ارزش دارایی یکی است و فقط نوع نگاه به آن فرق دارد.
البته این مثال فقط برای نشان دادن همین تفاوت است. اگر عدد آخر ۹۶ میلیون بود، کمتر نگاه کردن آن چهار میلیون ضرر را از بین نمیبرد. این مثال هم قول نمیدهد که هر افتی بالاخره جبران میشود یا نگه داشتن هر دارایی در بلندمدت کار درستی است.
از کجا بفهمیم بیش از حد قیمتها را چک میکنیم؟
اگر خودتان را در این موقعیتها میبینید، احتمالاً این حالت سراغ شما هم آمده است:
- پول را برای چند سال بعد کنار گذاشتهاید، اما هر بار که قیمت پایین میآید به فروختنش فکر میکنید.
- روزی چند بار قیمت را نگاه میکنید، بیآنکه بدانید دنبال چه هستید.
- بعد از هر ضرر میخواهید برنامهتان را عوض کنید، اما وقتی از خودتان میپرسید «چه چیزی تغییر کرده؟»، جوابی ندارید.
- با اینکه نسبت به قیمت خرید سود کردهاید، چون قیمت از دیروز یا از بالاترین عددی که دیده بودید پایینتر است، حس میکنید ضرر کردهاید.
اگر اینها برایتان آشناست، نگران نباشید؛ کار اشتباهی نکردهاید. فقط دفعهی بعد قبل از خرید یا فروش کمی صبر کنید و از خودتان بپرسید چرا میخواهید این کار را بکنید.
هر نگرانی از افت قیمت، خطای ذهن نیست
اگر این پول را برای یک خرج نزدیک لازم دارید، افتش واقعاً نگرانکننده است. اگر درآمدتان کم شده یا خرج ضروری تازهای پیش آمده، شرایطتان واقعاً عوض شده است. در این حالتها کمتر نگاه کردن به قیمتها چیزی را حل نمیکند.
نباید برای پولی که ماه بعد لازمش دارید و پولی که برای چند سال بعد است، یکجور ریسک کنید. اینکه کی به پول نیاز دارید و چقدر ضرر را تحمل میکنید، تعیین میکند پولتان کجا باشد.
برای اینکه این دو را از هم جدا کنید، از خودتان دو سؤال بپرسید:
- «از دیدن این افت ناراحتم؟» این سؤال دربارهی حس شماست.
- «این افت باعث میشود نتوانم یک خرج ضروری را بدهم؟» این سؤال دربارهی وضعیت واقعی شماست.
ممکن است جواب هر دو بله باشد. آنوقت فقط آرام کردن خودتان کافی نیست؛ باید ببینید این سرمایهگذاری اصلاً با نیازتان جور است یا نه.
کی واقعاً باید تصمیم قبلی را دوباره بررسی کنیم؟
بلندمدت بودن هدف به این معنی نیست که چشممان را روی اطلاعات تازه ببندیم. ممکن است دلیلی که به خاطرش این دارایی را انتخاب کرده بودید دیگر سر جایش نباشد، یا ریسکش با وضعیت امروزتان جور نباشد.
هر از گاهی هم باید ببینید هدفتان، زمانی که پول را لازم دارید و میزان ریسکی که تاب میآورید عوض شده یا نه. اگر سهم داراییها در سبدتان خیلی تغییر کرده، آن هم دلیل خوبی برای بازنگری است.
پس «این فقط زیانگریزی است» نباید بهانهای برای نادیده گرفتن هر نگرانی باشد. نگرانیتان را به یک سؤال تبدیل کنید و برایش اطلاعات جمع کنید. اگر هنوز نمیدانید ریسک یا وضعیت داراییتان چطور است، از یک متخصص کمک بگیرید.
هموست چطور این کار را برایتان ساده میکند؟
در هموست لازم نیست خودتان این حسابوکتاب را انجام دهید. پولتان بر اساس زمانی که به آن نیاز دارید، بهطور خودکار در یکی از سه کیفپول کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت قرار میگیرد. هر کیفپول برای یک بازهی زمانی ساخته شده است؛ پس تغییرات هر کدام را هم باید با همان بازه سنجید. مثلاً نوسان چندروزهی کیفپول بلندمدت را نباید با معیار یک هفته قضاوت کرد، چون این پول حداقل برای یک سال بعد کنار گذاشته شده است.

